برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
انقدر دلم تنگ شده که اندازه نداره....
گاه آنکس که به رفتن چمدان می بندد
رفتنی نیست, دوچشم نگران میخواهد
چتتا تصمیم جدید گرفتم برای خودم که به کمک خدا فردا حتما شروع میکنم.
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
فکر میکنم که اون مشاور واقعا درست میگفته و من نباید ....
نمیدونم واقعا.معمولا همه مشاورا درست میگن یعنی تاحالا درست گفتن واین من بودم که قبول نکردم حرفاشون رو. این چی بود که دیگه فقط بشه دوتا چت توی روز ....
فکر میکنم وقتشه که نوبت جلسه بعدی رو بزارم
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
فردا
فردا باید زنگ بزنم و پیگیر باشم!حداقل ازیه جایی یه نوری.فقط خداکنه دعاهام قبل از تعطیلات سال نو مستجاب بشه.نمیدونم چقدر دیگه وقت هست.کاش توروزای آخر همین امسال خبر خوش بشنوم ازش.باشه خدا من صبر میکنم ولی همین روزا .....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:5  توسط خانوم حلزون |
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
برچسب:
نویسنده: مبین امینی